Toggle stanza 1
ای از رقم شبگون دیباچه مه کرده
1

ای از رقم شبگون دیباچه مه کرده

صد نامه پاکان را خط تو سیه کرده

2

چاه ذقنت کانجا جانها به حیل گنجد

طرفه که هزاران دل خون گشته به چه کرده

3

جولان خیالت را چشم تو به یک غمزه

اندر دل تنگ من بشکافته ره کرده

4

هر کس رخ زیبایی بیند به نظر هر سو

من دیده خیانت را هر سو که نگه کرده

5

خاک در تو صوفی بیزد به کلاه خود

خاک در ایشان هم تعظیم کله کرده

6

اول دل من خود را خون کرد به صد زاری

وانگاه به صد زاری یاد تو چو مه کرده

7

شد پخته دل خسرو کش خام همی خواندی

تو سوخته سر تا پا پر خاک سیه کرده

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور