غزل شمارهٔ 1702
Toggle stanza 1ای از رقم شبگون دیباچه مه کرده
11
ای از رقم شبگون دیباچه مه کرده
صد نامه پاکان را خط تو سیه کرده
22
چاه ذقنت کانجا جانها به حیل گنجد
طرفه که هزاران دل خون گشته به چه کرده
33
جولان خیالت را چشم تو به یک غمزه
اندر دل تنگ من بشکافته ره کرده
44
هر کس رخ زیبایی بیند به نظر هر سو
من دیده خیانت را هر سو که نگه کرده
55
خاک در تو صوفی بیزد به کلاه خود
خاک در ایشان هم تعظیم کله کرده
66
اول دل من خود را خون کرد به صد زاری
وانگاه به صد زاری یاد تو چو مه کرده
77
شد پخته دل خسرو کش خام همی خواندی
تو سوخته سر تا پا پر خاک سیه کرده
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

