Toggle stanza 1
از رنگ رخت قمر توان کرد
1

از رنگ رخت قمر توان کرد

وز لعل لبت شکر توان کرد

2

گر از دهنت خبر توان یافت

در راه عدم سفر توان کرد

3

ماییم دو دیده وقف کرده

سویت نظری مگر توان کرد

4

بردار ز روی طره کاین دم

شام غم ما سحر توان کرد

5

خسرو چو اسیر گشت بر وی

می کن که ازین بتر توان کرد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور