غزل شمارهٔ 798
Toggle stanza 1گر سخن زان لب چون نوش شود
11
گر سخن زان لب چون نوش شود
پسته را خنده فراموش شود
22
ور حدیث در دندانت کنم
صدف آنجا همه تن گوش شود
33
ز آسمان روی تو گر مه بیند
بر زمین افتد و بیهوش شود
44
گل که از روی تو ریزد به سخن
گر بچینند یک آغوش شود
55
باده بر یاد لب شیرینت
همه گر زهر بود، نوش شود
66
دل که پوشیده به زلفت پیوست
ترسم از غم که سیه پوش شود
77
دوش با مات سری خوش بوده ست
خوش بود امشب، اگر دوش شود
88
گر کنی میل به سوی خسرو
شاه کی همدم جادوش شود
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

