Toggle stanza 1
ای شهٔ مشرق شده چون آفتاب
1

ای شهٔ مشرق شده چون آفتاب

وز تو جهان در حد مغرب بتاب

2

گر همه بر ماه رسد افسرم

هم به ته پای تو باشد سرم

3

رو تو چو خورشید زمشرق برآی

من بسم ، اسکندر مغرب گشای

4

نا تو به مشرق بوی و من به غرب

حربه خورد هر که درآید به حرب

5

ور به ملاقات رهی رای تست

افسر من خدمتی پای تست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور