Toggle stanza 1
چو خواهم با تو حال خود بگویم، جا نمی یابم
1

چو خواهم با تو حال خود بگویم، جا نمی یابم

وگر پیدا کنم جای ترا، تنها نمی یابم

2

به جان و دل ترا جویم، اگر ناگاه پیش آیی

ز شادی دست و پا گم می کنم خود را نمی یابم

3

تعالی الله، چه گلزاری ست حسن عالم افروزت

که گل در باغ خوبی چون رخت زیبا نمی یابم

4

ندارد هیچ پروایی به حال زار مسکینان

کسی را از بتان مثل تو بی پروا نمی یابم

5

به کویت عاشقان مستند، اما در ره عشقت

بسان خسرو دیوانه شیدا نمی یابم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور