Toggle stanza 1
عشق تو هر لحظه فزون می‌شود
1

عشق تو هر لحظه فزون می‌شود

دل ز غمت قطره خون می‌شود

2

در هوس سلسله زلف تو

عقل مبدل به جنون می‌شود

3

روی تو نادیده مه چارده

بنگرش از غصه که چون می‌شود

4

گمشدگان را به طریق نجات

مهر رخت راهنمون می‌شود

5

بس که گران است سر از جام عشق

زیر سرم دست ستون می‌شود

6

عالمی از مستی چشمت خراب

چشم تو خود مست کنون می‌شود

7

عشق تو ورزیم که سلطان عقل

در کف عشق تو زبون می‌شود

8

شوق تو جوییم که از بار آن

قیامت افلاک نگون می‌شود

9

در دل خسرو نگر آن آتش است

کز دهنش دود برون می‌شود

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور