Toggle stanza 1
تو، ای پسر، که از این سو سوار می گذری
1

تو، ای پسر، که از این سو سوار می گذری

مرا کش ارز که برای شکار می گذری

2

ز دوستان که به جولانگه تو خاک شدند

به شوخی تو که ای شرمسار می گذری

3

هزار دل به دوال عنایت آویزان

تو بر شکسته از ایشان سوار می گذری

4

جراحتی به جز این نیست آشنایان را

که آشنایی و بیگانه وار می گذری

5

چه مرهمی که فزون است در دم، ار چه دمی

هزار بار به جان فگار می گذری

6

تو مست خراب چه دانی که تا چه می گذرد؟

در آن دلی که به شبهای تار می گذری

7

تو در درون دل تنگ من خلی همه شب

گلی، ولی به دلم همچو خار می گذری

8

قرار وصل خوش است ار چه دیر می بینم

ولی چه سود که زود از قرار می گذری

9

بلاست ناله خسرو، برون میا زین بیش

که مست می رسی و در خمار می گذری

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور