غزل شمارهٔ 145
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1گرفته در بر اندام تو سیم است
11
گرفته در بر اندام تو سیم است
برادر خوانده زلفت نسیم است
22
از آن زلف سیه بر مشکن آن را
بنا گوش ترا در یتیم است
33
به رعنایی چنین مخرام، غافل
که از چشم بد اندر راه بیم است
44
دل من در غمت نیمی نمانده ست
وز این یک غم دل صد کس دو نیم است
55
ز یاد خنده مردم فریبت
مرا دو دیده پر در یتیم است
66
به عهد فتنه و آشوب زلفت
کسی کو خوش زید رند حکیم است
77
کتاب صبر خوانده بنده خسرو
که هر شب مجلس غم را ندیم است
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

