Toggle stanza 1
جهان چه بینم، چون دیدنی نمی‌ارزد
1

جهان چه بینم، چون دیدنی نمی‌ارزد

خوش است دهر به پرسیدنی نمی‌ارزد

2

از آنست خواب اجل چشم بند جمله جهان

که نقش‌های جهان دیدنی نمی‌ارزد

3

مکن ز چرخ مدور گله، چو می‌دانی

که جور جام به جوریدنی نمی‌ارزد

4

مرو به درگه خلق جهان که در دنیا

همه متاع به کوبیدنی نمی‌ارزد

5

مخند شاه به زرهای زعفرانی رنگ

به جان تو که به خندیدنی نمی‌ارزد

6

هزار گونه گل است اندرین چمن، لیکن

چو بی‌وفاست، همه چیدنی نمی‌ارزد

7

مخور به رفق غم یار بی‌خرد، خسرو

که پشت گاو به خاریدنی نمی‌ارزد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور