غزل شمارهٔ 280
Toggle stanza 1چون غم هجران او نداشت نهایت
11
چون غم هجران او نداشت نهایت
عاقبت اندوه عشق کرد سرایت
22
وقت نیامد بتا، که از سر انصاف
سوی ضعیفان نظر کنی به عنایت
33
غایت آنها که از جفای تو دیدم
نور یقین داشت در دلم به سرایت
44
گر تنم از دست غم ز پای در آمد
سرنکشم، تا منم، ز قید وفایت
55
گر تو به تیغم زنی خلاص نباشد
زخم تو خوشتر که از رقیب حمایت
66
شرح غم عشق بیش ازین ز چه گویم
شوق من و جور او رسید به غایت
77
ای بت نامهربان شوخ ستمگر
از تو کنم یا ز روزگار شکایت
88
آنچه من از روزگار سفله کشیدم
پیش تو گویم ز روزگار حکایت
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

