غزل شمارهٔ 1665

Toggle stanza 1
نیست گشاده چشم من جز به خیال روی تو
1

نیست گشاده چشم من جز به خیال روی تو

بسته کس نشد دلم جز به شکنج موی تو

2

هر سحری چو بیدلان آیم و بر تو بنگرم

از پی آنکه شد مرا فال خجسته روی تو

3

پیش من آ که ساعتی با تو مگر دمی زنم

زانکه به لب رسیده شد جانم از آرزوی تو

4

دیده من ز نیکوان روی تو اختیار کرد

از پی چشم زخم تو کم نگرم به سوی تو

5

مرد چو خسرو از غمت بوی وفا بدو رسان

تا به وسیله صبا زنده شود به بوی تو

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور