Toggle stanza 1
باز این ابر بهاری از کجا آید همی؟
1

باز این ابر بهاری از کجا آید همی؟

کز برای جان مسکینان بلا آید همی

2

من نخواهم زیست، این بو می شناسم کز کجاست

خون من در گردنش، بر من چه ها آید همی

3

رو بگردان، ای صبا، بر من ببخشای و بیا

کز تو بوی آن نگار آشنا آید همی

4

بوی گل گه گه که می آید، ز من جان می رود

زانکه من می دانم و من کز کجا آید همی

5

یار حاضر، من نمی دانم ز بیهوشی خویش

کوست این یا می رسد یا رفت یا آید همی

6

صبر فرمایند و من بیخود که درد عشق را

دل که رفت از جای خود، کمتر به جا آید همی

7

خلق گوید، خسروا، غم کشت، از خود یاد کن

در چنین اندیشه یاد خود کرا آید همی؟

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور