غزل شمارهٔ 961
Toggle stanza 1زلف یار مرا به باد دهید
11
زلف یار مرا به باد دهید
باد عنبرفشان زیاد دهید
22
جادوان کز خطش سبق گیرند
شحنه ای هم ازان سواد دهید
33
ای کسانی که نزد یار منید
از منش زود زود یاد دهید
44
سوی او رفته اید می ترسم
که شما نیز دل به باد دهید
55
از لب من به پای او گه گاه
بوسه بدهید و پر مراد دهید
66
خردسالی همی کند بیداد
ای بزرگان شهر، داد دهید
77
اشک خسرو همی رود ز فراق
گر توانیدش ایستاد دهید
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

