Toggle stanza 1
اگر آن ماه مهربان گردد
1

اگر آن ماه مهربان گردد

غم دل غمگسار جان گردد

2

آنکه چون نامش آورم به زبان

همه اجزای من زبان گردد

3

ور کنم یاد ناوک چشمش

مو بر اعضای من سنان گردد

4

چون کنم نقش ابرویش بر دل

قد چون تیر من کمان گردد

5

مه ز شرم جمال تو هر ماه

در حجاب عدم نهان گردد

6

یارب، این آسیای دولابی

چند بر خون عاشقان گردد

7

چون دلم با غم تو گوید راز

در میان خانه ترجمان گردد

8

چون ز لعلت سخن کند خسرو

شکر از منطقش روان گردد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور