Toggle stanza 1
شکر پیش لبت شیرین نگویند
1

شکر پیش لبت شیرین نگویند

رخت را لاله و نسرین نگویند

2

ز دیده می کنم شکر خیالت

اگر چه ظلم را تحسین نگویند

3

من از تو گشته گشتم وای و صد وای

گرت حال من مسکین نگویند

4

دل گم گشته، گر یابم نشانش

دران گیسوی چین در چین نگویند

5

دلا، گر جان ستد، خواهش مکن، زانک

به تأخیری سخن چندین نگویند

6

چنانش لطفها کرده ست زنهار

که با آن کافر بی دین نگویند

7

کند خلقی دعای صبر و عاشق

ز کین عاشقان آمین نگویند

8

بر او من عاشقم، ور پرسد آن ماه

همه چیزش بگویند، این نگویند

9

کسان کاین قصه خسرو شنیدند

حدیث خسرو و شیرین نگویند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور