غزل شمارهٔ 1847
Toggle stanza 1خنده ای کن شکرستان دهن بازگشای
11
خنده ای کن شکرستان دهن بازگشای
انگبین زان لب چون برگ سمن باز گشای
22
نقل شاهانه تو پسته و عناب سزد
مردمی کن، قدری گنج دهن بازگشای
33
با بزرگان نرسد خرده سخن می گویی
خرده گیری به میان نیست، سخن بازگشای
44
جعد تو تنگ به کار دل ما پیچیده ست
پنجه ای چند ز جعد چو شکن بازگشای
55
هست کوتاه شب وصل درازیش ببخش
زان سر زلف سیه نیم شکن بازگشای
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

