Toggle stanza 1
به رخ خاک درت رفتیم و رفتیم
1

به رخ خاک درت رفتیم و رفتیم

دعای دولتت گفتیم و رفتیم

2

ز روی خویش کردی دور ما را

چو گیسویت برآشفتیم و رفتیم

3

جفاهای ترا با کس نگفتیم

درون سینه بنهفتیم و رفتیم

4

چو غنچه بس که پر خون شد دل ما

چو گل ناگاه بشکفتیم و رفتیم

5

به خود بیرون نمی رفتم از این در

ولی خود را به در رفتیم و رفتیم

6

به عهدت خواب خوش هرگز نکردیم

کنون آسوده دل خفتیم و رفتیم

7

ندارد قوت رفتار خسرو

میان سیل خون افتیم و رفتیم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور