غزل شمارهٔ 779
Toggle stanza 1صبح چون از روی مشرق رو نمود
11
صبح چون از روی مشرق رو نمود
صحن مینا روضه مینو نمود
22
گیسوی شب شد سفید و آفتاب
نور شیبش از ته گیسو نمود
33
هندوی شب مرد و خورشید آتشی
از برای سوز آن هندو نمود
44
سوی ساقی مدت تاریک هجر
بس اشارت کز خم ابرو نمود
55
چشمه خورشید را در ته نشاند
عکس ساقی کز رخ ماهو نمود
66
ماه شبرو را چو گردون سلخ کرد
استخوانش در ته پهلو نمود
77
بنده خسرو دل به ساقی عرضه کرد
درد دل را پیش جان دارو نمود
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

