Toggle stanza 1
صبح چون از روی مشرق رو نمود
1

صبح چون از روی مشرق رو نمود

صحن مینا روضه مینو نمود

2

گیسوی شب شد سفید و آفتاب

نور شیبش از ته گیسو نمود

3

هندوی شب مرد و خورشید آتشی

از برای سوز آن هندو نمود

4

سوی ساقی مدت تاریک هجر

بس اشارت کز خم ابرو نمود

5

چشمه خورشید را در ته نشاند

عکس ساقی کز رخ ماهو نمود

6

ماه شبرو را چو گردون سلخ کرد

استخوانش در ته پهلو نمود

7

بنده خسرو دل به ساقی عرضه کرد

درد دل را پیش جان دارو نمود

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور