غزل شمارهٔ 648
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1شهسوارانی که فتح قلعه دین کردهاند
11
شهسوارانی که فتح قلعه دین کردهاند
التماس همت از دلهای مسکین کردهاند
22
پاکبازان سر کوی خرابات فنا
در مقام سرفرازی خشت بالین کردهاند
33
سنگسار لعنت جاوید مر ابلیس را
از برای کوری چشمان خودبین کردهاند
44
آهوی چین را جگر در نافه سودا بسوخت
تا حدیث سنبل زلف تو در چین کردهاند
55
جلوه فرهاد بین کز غیرت آن خسروان
نام خود نقش نگین لعل شیرین کردهاند
66
حلقه زلف تو دارد هر شبی در گوش دل
گر چه او را حلقهای از ماه و پروین کردهاند
77
زاهدان تسبیح میخوانند و خسرو نام دوست
ذکر هر کس آنچنان باشد که تلقین کردهاند
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

