Toggle stanza 1
شهسوارانی که فتح قلعه دین کرده‌اند
1

شهسوارانی که فتح قلعه دین کرده‌اند

التماس همت از دل‌های مسکین کرده‌اند

2

پاکبازان سر کوی خرابات فنا

در مقام سرفرازی خشت بالین کرده‌اند

3

سنگسار لعنت جاوید مر ابلیس را

از برای کوری چشمان خودبین کرده‌اند

4

آهوی چین را جگر در نافه سودا بسوخت

تا حدیث سنبل زلف تو در چین کرده‌اند

5

جلوه فرهاد بین کز غیرت آن خسروان

نام خود نقش نگین لعل شیرین کرده‌اند

6

حلقه زلف تو دارد هر شبی در گوش دل

گر چه او را حلقه‌ای از ماه و پروین کرده‌اند

7

زاهدان تسبیح می‌خوانند و خسرو نام دوست

ذکر هر کس آنچنان باشد که تلقین کرده‌اند

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور