غزل شمارهٔ 273

Toggle stanza 1
عمر به پایان رسید در هوس روی دوست
1
عمر به پایان رسید در هوس روی دوست
برگ صبوری کراست بی رخ نیکوی دوست
2
گر همه عالم شوند منکر ما، گو، شوید
دور نخواهیم شد ما ز سر کوی دوست
3
قبله اسلامیان کعبه بود در جهان
قبله عشاق نیست جز خم ابروی دوست
4
ای نفس صبحدم، گر نهی آنجا قدم
خسته دلم را بجو در شکن موی دوست
5
جان بفشانم ز شوق در ره باد صبا
گر برساند به ما صبحدمی بوی دوست
6
روز قیامت که خلق روی به هر سو کنند
خسرو مسکین نکرد میل به جز سوی دوست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور