غزل شمارهٔ 1521
Toggle stanza 1برآمد ماه عید از اوج گردون
11
برآمد ماه عید از اوج گردون
طرب چون ماه نو شد هر دم افزون
22
بر اوج آسمان نونی ست یا عین
که بیرون آمده ست از کلک بی چون
33
به گردش چیست چندین نقطه زانجم؟
اگر یک نقطه باشد بر سر نون
44
ببین اندر رکوع آن پاره نور
هلاکش گوی خواهی خواه ذوالنون
55
همانا حلقه گوش سپهر است
چو لیلی هست در پهلوی مجنون
66
شفق بین و سیاهی شب عید
تو پنداری که این مشک است، آن خون
77
چنین ماه نو و عید خجسته
مبارک باد بر ذات همایون
88
در اوصاف کمالت نظم خسرو
بنامیزد همه سحر است و افسون
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

