Toggle stanza 1
چون همی دانی که تن چون جان نهان خواهد شدن
1

چون همی دانی که تن چون جان نهان خواهد شدن

تن چو جان جاوید کن کز کوشش آن خواهد شدن

2

ز آسمان خضروش چون چشمه عمر آمده ست

کین حیات از بیشتر هم بر کران خواهد شدن

3

بهر چه گردد، گر انبار اندرین راه دراز

کاروانی کان به سوی آن جهان خواهد شدن

4

این بلندیهای صورت خواستن از بهر چیست؟

چون زمین است آدمی پی آسمان خواهد شدن

5

کوش در لعبی که از ماتت به قایم ره برد

چون سراسر مهره هایت رایگان خواهد شدن

6

تا کی آرایش کنی، گاه از در و گاه از گهر

در نگین دانی که آخر خاکدان خواهد شدن

7

پیش ازان طعمه مکن پیش سگان حرص و آز

قالبی کاندر نهایت استخوان خواهد شدن

8

حق صحبت را غنیمت دار با هم‌صحبتان

چون همی دانی جدایی در میان خواهد شدن

9

نکته خسرو گران دری ست، ور خوش نآیدت

تو مکن در گوش، گوش تو گران خواهد شدن

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور