غزل شمارهٔ 776
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1باز یاد آن شبم دیوانه کرد
11
باز یاد آن شبم دیوانه کرد
کان پسر با من به خواب افسانه کرد
22
شد خراب این دیده و سلطان حسن
از کجا منزل درین ویرانه کرد؟
33
کم مبادش مویی، ار چه زلف را
بهر آزار دل من شانه کرد
44
شمع مهمان داشت چون پروانه را
مرغ بریانش هم از پروانه کرد
55
جان من آن آشنا، گویی تویی
کو مرا از جان خود بیگانه کرد
66
من نمی دانم که چون باشد پری
شکل تو باری مرا دیوانه کرد
77
از دل خسرو چه پرسی حال، کو
قبله را در کار این بتخانه کرد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

