غزل شمارهٔ 651

Toggle stanza 1
ژاله از نرگس فرو بارید و گل را آب داد
1

ژاله از نرگس فرو بارید و گل را آب داد

وز تگرگ روح پرور مالش عناب داد

2

چشم مست او که مژگان را به قتلم تیز کرد

خنجر زهراب داده در کف قصاب داد

3

هر خدنگ غمزه ای را کاو به شست ناز بست

آن خدنگ اول نشان بر سینه احباب داد

4

باز آن ابرو کمان غمزه زن قصد که کرد

چشم او باری ز مژگان ناوک پرتاب داد

5

وین کجا ماند ز چشم و ابرویش زین سان که او

ترک مست کافری را راه در محراب داد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور