Toggle stanza 1
یارب، که این درخت گل از بوستان کیست
1

یارب، که این درخت گل از بوستان کیست

وین غنچه شکر شکن از نقلدان کیست

2

باز آن پسر که می گذرد از کدام کوست

باز آن بلا که می رسد از بهر جان کیست

3

از خون نشان تازه همی بینمش به لب

تا خود که بازگشته و آن خود نشان کیست

4

می گفت دی که بر من آواره برگذشت

کافگار کرد پای من این استخوان کیست

5

شب ناله ام شنید و بپرسید از رقیب

من شب نخفته ام، همه شب این فغان کیست

6

خون می رود ز دیده و جان می رود ز تن

آن زخمها ز غمزه نامهربان کیست

7

این سوزشی که در دل آواره من است

داغ کسی ست، لیک ندانم از آن کیست

8

ای باد، اگر برای من آورده ای پیام

بار دگر بگو به خدا از زبان کیست

9

جانا، اگر شبی دهنت بر دهن نهم

خود را به خواب ساز و مگو کاین دهان کیست

10

بیدار از آنست مه که به شب پاسبان تست

خسرو که خواب می نکند پاسبان کیست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور