Toggle stanza 1
گل ز روی تو فرو می ریزد
1

گل ز روی تو فرو می ریزد

مشک در زلف تو می آویزد

2

از پی دیدن روی چو گلت

باد صد نقش همی انگیزد

3

هر که آن خط مسلسل بیند

خاک بر خط دبیران ریزد

4

چون سحر بوی تو آید به چمن

باد صبح از سر گل برخیزد

5

دست شستم ز دل خون گشته

زانکه با زلف تو می آمیزد

6

چشم بیمار تو از خون دلم

می خورد باده نمی پرهیزد

7

سر نهاده ست چو خسرو به غمت

سر نهد، گر ز غمت بگریزد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور