Toggle stanza 1
یوسف چو رخت ماهی در خواب ندیده ست این
1

یوسف چو رخت ماهی در خواب ندیده ست این

خورشید چنان زلفی در تاب ندیده ست این

2

دو چشم چو بادامت در خواب بود دایم

بادام چنان چشمی در خواب ندیده ست این

3

محراب دو ابرویت طاق است درین عالم

طاقی که چنان هرگز محراب ندیده ست این

4

بویی که دهد زلفت گلزار کجا دارد؟

خونی که خورد لعلت عناب ندیده ست این

5

بالای تو گر بیند، مهتاب شود سایه

خود سایه بالایت مهتاب ندیده ست این

6

نقشی که رخت دارد در آب دو چشم من

یک چشم چنان نقشی در آب ندیده ست این

7

صد حرف فرو خوانده ست از دفتر تو خسرو

بی دایره عشقت یک باب ندیده ست این

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور