Toggle stanza 1
من خسته را ز آن خود کن، ببین
1

من خسته را ز آن خود کن، ببین

یک امروز مهمان خود کن، ببین

2

مخور باده، آیینه در پیش دار

نظر در گلستان خود کن، ببین

3

ندیدی که مه در گریبان بود

سر اندر گریبان خود کن، ببین

4

اگر نشکند در ز دندان تو

یکی زیر دندان خود کن، ببین

5

چه گویی که خسرو از آن من است

من خسته را ز آن خود کن، ببین

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…