Toggle stanza 1
شکل مناره چو ستونی ز سنگ
1

شکل مناره چو ستونی ز سنگ

از پی سقف فلک شیشه رنگ

2

آن که ز زر بر سرش افسرشده است

سنگ ز نزدیکی خور زر شده است

3

سنجر سنگین که ستون سپهر

آمده از مهر و شده هم به مهر

4

سنگ وی از بس که به خورشید شود

زو از خورشید عیاری نمود

5

از پی بررفتن هفت آسمان

کرد زمین تا به فلک نرد بان

6

گرد سرش کرد موذن چو گشت

قامتش از مسجد عیسی گذشت

7

موذنش آن جا که اقامت کشید

قامت موذن نتواند رسید

8

مسجد جامع ، زدرون ، چون بهشت

حوض ، زبیرون ، شده گوهر سرشت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور