Toggle stanza 1
از دوری خود، جانا، حال دل من بشنو
1

از دوری خود، جانا، حال دل من بشنو

اندوه فراق گل از مرغ چمن بشنو

2

زان موی بناگوشت هر کس گله ای دارد

آن طره به یک سو نه از گوش، سخن بشنو

3

نافه همه بوی خوش از بوی تو می دزدد

غمازی آن دزدی از مشک ختن بشنو

4

با این همه نیکویی اندر حق مسکینان

مشنو سخن بدگو، گفت بد من بشنو

5

از باد هوایت دل صد جان بدرید، این خود

بشکفت گلی دیگر، ای غنچه دهن، بشنو

6

تو جان منی و من دور از تو همی میرم

ای جان جدا مانده، آخر غم تن بشنو

7

بشکست می لعلت چون توبه خسرو را

اکنون صفت مستی زان توبه شکن بشنو

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور