غزل شمارهٔ 1716
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1ای دهلی و ای بتان ساده
11
ای دهلی و ای بتان ساده
پگ بسته و جیره کج نهاده
22
خون خوردنشان به آشکاریست
گر چه به نهان خورند باده
33
فرمان نکنند، از آنکه هستند
از غایت ناز نامراده
44
نزدیک دلی چنان که دل را
برداشته گوشه ای نهاده
55
جایی که به ره کنند گلگشت
در کوچه دمد گل پیاده
66
آسیب صبا رسید بر دوش
دستارچه بر زمین فتاده
77
شان در ره و عاشقان به دنبال
خونابه ز دیدگان گشاده
88
ایشان همه باد حسن در سر
اینها همه دل به باد داده
99
خورشید پرست شد دل ما
زین هندوکان شوخ ساده
1010
کردند مرا خراب و سرمست
هندوبچگان پاک زاده
1111
بربسته به مویشان چو مرغول
خسرو چو سگی در قلاده
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

