Toggle stanza 1
گوش من از پی نام تو به هر کوی بماند
1

گوش من از پی نام تو به هر کوی بماند

چشم من از هوس روی تو هر سوی بماند

2

نه به گلزار گشاید دل من، نه در باغ

بسکه در جان من اندیشه آن روی بماند

3

بامدادان به چمن نازکنان می گشتی

سرو یک پای ستاده به لب جوی بماند

4

سوی پیکان شو دم، گر گله زان غمزه کنم

که چه پیکانی ازو در ته هر موی بماند؟

5

سر بسی بر در و دیوار زدم همچو صبا

که گذشت آن گل خندان من و بوی بماند

6

ماجرای دل خودکام، چه پرسی از من؟

سالها شد که ز من رفت و دران کوی بماند

7

شکرگوی کرمش کرد دل خسرو را

ذوق دشنام که در گوش دعاگوی بماند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور