Toggle stanza 1
جان من بر دست بیدادم مده
1

جان من بر دست بیدادم مده

دم به دم هر روز بر بادم مده

2

ناله من نیست بی دردسری

گوش را ره سوی فریادم مده

3

داد اگر خواهم، بخواهی کشتنم

ور نخواهی کشتنم، دادم مده

4

جان که در محنت بپروردم بخواه

دل که در خدمت فرستادم مده

5

دوست گر دشمن شود رفت ای خیال

تو همم دشمن شوی، یادم مده

6

می دهی کوهی ز غم جان مرا

خسروم آخر، نه فرهادم، مده

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور