غزل شمارهٔ 204
Toggle stanza 1آن که خودرو لاله اش داغ نهانم تازه کرد
11
آن که خودرو لاله اش داغ نهانم تازه کرد
سبزه ترکز لبش برخاست جانم تازه کرد
22
گر نبارد خوی چکان رخسار او باران لطف
روضه امید خود را کی توانم تازه کرد
33
با سگانش دوستی شرح وفای من بگفت
در صف صاحب وفایان داستانم تازه کرد
44
از تف دل بود خشک اندر دهان من زبان
همچو سوسن وصف رخسارش زبانم تازه کرد
55
دوش دیدم شاخ طوبی را به باغ سدره خواب
آرزوی قد آن سرو روانم تازه کرد
66
حسن او در منصب عشقم نشانی داده بود
از خط مشکین عذار او نشانم تازه کرد
77
شعر مهرانگیز جامی را مغنی داد ساز
مهر ماه روی آن نامهربانم تازه کرد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

