غزل شمارهٔ 235
Toggle stanza 1به من دارد دلت جنگی که دارد
11
به من دارد دلت جنگی که دارد
بزن گو در بغل سنگی که دارد
22
ننوشد می جز از خون دل من
ز من دارد لبت رنگی که دارد
33
صدای ناله است از رگ رگ من
مغنی نغمه چنگی که دارد
44
جلا ندهد بجز خاکستر من
ز خونم تیغ تو رنگی که دارد
55
نباشد جز به ذوق آن دهان خوش
شکر در گوشه تنگی که دارد
66
به نام من مخوان هرگز سگت را
کزین دارد سگت ننگی که دارد
77
به سودای سواد نظم جامیست
صریر کلکم آهنگی که دارد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

