Toggle stanza 1
گر همی‌باشم به کنج خانه شیدا می‌شوم
1

گر همی‌باشم به کنج خانه شیدا می‌شوم

ور همی‌آیم میان خلق رسوا می‌شوم

2

ای خوش آن دم کو چو طفلان می‌زند سنگ جفا

ناگه ار جایی من دیوانه پیدا می‌شوم

3

لطف پنهانی و ناز آشکارم می‌کشد

تا بدین حد نی خراب شکل زیبا می‌شوم

4

باغبانا بهر گل چیدن مجو آزار من

چون درین بستان من از بهر تماشا می‌شوم

5

گفت روزی خواهمت کشتن به دست خود کنون

مهلت از حد شد برش بهر تقاضا می‌شوم

6

روزها با این و آن هرگونه باشد بگذرد

وای جان من در آن شب‌ها که تنها می‌شوم

7

جامیا روی خلاصی چون بود چون درد عشق

می‌رود پیش از من بیچاره هرجا می‌شوم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور