غزل شمارهٔ 530
Toggle stanza 1ای خرم از هوای رخت نوبهار عشق
11
ای خرم از هوای رخت نوبهار عشق
در هر دلی ز تازه گلت خار خار عشق
22
هر چند سرخوشی ز می حسن یاد کن
ما را که جان رسید به لب در خمار عشق
33
محمل همین به سینه ویران ما گشاد
هر کاروان غم که رسید از دیار عشق
44
فرقی میان عارف و عابد نهاده اند
این خوش به عشق کار بود وان به کار عشق
55
گر کوهکن ز پای درآمد چه جای طعن
والله که کوه پست شود زیر بار عشق
66
هرگه خدنگ غمزه گشایی ز شست ناز
باشد همای سدره فروتر شکار عشق
77
جامی مدار رنجه دل از فکر عاقبت
حالی به نقد خوش گذران روزگار عشق
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

