Toggle stanza 1
زهی عشق تو را بر کفرو دین پشت
1

زهی عشق تو را بر کفرو دین پشت

رخت آتش زده بر جان زردشت

2

بود روشن ز رخسار و جبینت

که تو خورشید و ماهی پشت بر پشت

3

به وصف زلف تو کرده دبیران

سیاهی و قلم زانگشت و انگشت

4

به افسون باز نتوان رستن از عشق

نشاید مشعل صبح از نفس کشت

5

به آن غمزه مشو جامی مقابل

مزن با آن درفش از سادگی مشت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور