Toggle stanza 1
آنان که در فسون محبت فسانه اند
1

آنان که در فسون محبت فسانه اند

هر جا روند تیر بلا را نشانه اند

2

حاجی به طوف کعبه گرفتار و عاشقان

فارغ ز خانه مست خداوند خانه اند

3

تجرید شو که پاک تراشان تیغ عشق

کرده خلاص ریش خود از دست شانه اند

4

ما و سرود عشق که بر اوج لامکان

ارواح قدس رقص کنان زین ترانه اند

5

با پیر میکده به ادب زی که بر درش

شیران پیشگاه سگ آستانه اند

6

کار زمانه نیست جز آزار اهل دل

اهل زمانه نیز به رنگ زمانه اند

7

جامی زبان گشا که غزالان شوخ چشم

بنهاده گوش بر غزل عاشقانه اند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور