Toggle stanza 1
چیست آن زلف سیه پیش رخت کافروخته‌ست
1

چیست آن زلف سیه پیش رخت کافروخته‌ست

شهپر جبریل کز برق تجلی سوخته‌ست

2

زیر طره عارضت آن آتش آمد کش خدای

در شب طور از پی جذب کلیم افروخته‌ست

3

کیست عاشق عافیت‌سوزی که در بازار عشق

دین و دنیا داده و اندوه ابد اندوخته‌ست

4

چون ندارد وصله‌ای وصل تو زاهد را چه سود

زان مرقع کز هزاران وصله بر هم دوخته‌ست

5

بنده‌ای‌ام جور را شایسته مفروشم به هیچ

خواجه هرگز بنده شایسته را نفروخته‌ست

6

در سخن جامی زبان عیب‌جویان را ببست

از کدام استاد این سحر حلال آموخته‌ست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور