غزل شمارهٔ 127
Toggle stanza 1چیست آن زلف سیه پیش رخت کافروختهست
11
چیست آن زلف سیه پیش رخت کافروختهست
شهپر جبریل کز برق تجلی سوختهست
22
زیر طره عارضت آن آتش آمد کش خدای
در شب طور از پی جذب کلیم افروختهست
33
کیست عاشق عافیتسوزی که در بازار عشق
دین و دنیا داده و اندوه ابد اندوختهست
44
چون ندارد وصلهای وصل تو زاهد را چه سود
زان مرقع کز هزاران وصله بر هم دوختهست
55
بندهایام جور را شایسته مفروشم به هیچ
خواجه هرگز بنده شایسته را نفروختهست
66
در سخن جامی زبان عیبجویان را ببست
از کدام استاد این سحر حلال آموختهست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

