غزل شمارهٔ 486
Toggle stanza 1دلم که شوق لبت داد شربت اجلش
11
دلم که شوق لبت داد شربت اجلش
به مهر خط تو شد مهرنامه عملش
22
چه جای طعن دلم را به مستی لب تو
چو داد باده ازین جام ساقی ازلش
33
کدام شیفته دل در کمند زلف تو بست
که عقل خنده نزد بر درازی املش
44
چو سنگ اساس جفا محکم است ازان دل سخت
کجا رسد ز نم چشم عاشقان خللش
55
خوشا مرقع صوفی که محتسب هر دم
کشد پیاله ز جیب و صراحی از بغلش
66
اگر چه در همه عمرش بدل نیافته ام
بس این که یافته ام همچو عمر بی بدلش
77
چو راند جامی ازان چشم آهوانه سخن
سرود بزم غزالان مست شد غزلش
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

