غزل شمارهٔ 206
Toggle stanza 1هر شب به تو مه روی به همخانگی آرد
11
هر شب به تو مه روی به همخانگی آرد
بر شمع تو پروانه ای پروانگی آرد
22
سویم ز فلک چون ز ملک نام تو پرسم
خورشید زمینی و مه خانگی آرد
33
باشد سرمردان به رهت خاک خوش آن کس
کوه ره به درت از سر مردانگی آرد
44
دست من و پیمانه ازان پیش که گردون
برآب و گلم صورت پیمانگی آرد
55
آب سخن از گوهر دندان تو جویم
تا از صدفی روی به دردانگی آرد
66
از صبر و خرد کی شودم کار به سامان
کز هر دو مرا عشق تو بیگانگی آرد
77
جامی مکن اندیشه خوبان پریروی
کین وسوسه آخر همه دیوانگی آرد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

