غزل شمارهٔ 369
Toggle stanza 1دوستان بازم عجب کاری فتاد
11
دوستان بازم عجب کاری فتاد
دل به دام عشق خونخواری فتاد
22
جان رمید از تن به کویش آرمید
از قفس مرغی به گلزاری فتاد
33
ما بلا خواهیم و زاهد عافیت
هر متاعی را خریداری فتاد
44
در حریم وصل محرم شد رقیب
دامن گل در کف خاری فتاد
55
عقل شد مفتون مشکین طرهاش
سادهای در دام طراری فتاد
66
چشم پوشیدم رخش دیدم به خواب
خفتهای را بخت بیداری فتاد
77
عمرها جامی وفا ورزید و مهر
کارش آخر با جفاکاری فتاد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

