Toggle stanza 1
خیالی بود یارب دوش یا در خواب می‌دیدم
1

خیالی بود یارب دوش یا در خواب می‌دیدم

که رویش در نظر بر کف شراب ناب می‌دیدم

2

به اکسیر سعادت یافتم آخر بحمدالله

وصالش را که همچون کیمیا نایاب می‌دیدم

3

چه حاجت بود شمع افروختن در بزم او یارب

چو از عکس رخش عالم همه مهتاب می‌دیدم

4

به داغ نامرادی جان و دل می‌سوخت دشمن را

چو خود را بر مراد خاطر احباب می‌دیدم

5

بسی بر خاک سودم پیش پای ساقی از مستی

سری کش سجده‌گه در گوشهٔ محراب می‌دیدم

6

به آب زندگی پی برد زاقبال وصال او

دلی کز آتش مهجوریش در تاب می‌دیدم

7

جهانی جان همی‌دادند بهر جرعه‌ای اما

ز جامش جامی لب‌تشنه را سیراب می‌دیدم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور