غزل شمارهٔ 877
Toggle stanza 1تا بسته ای به طره عنبرفشان گره
11
تا بسته ای به طره عنبرفشان گره
عشاق را فتاده به رگهای جان گره
22
می کرد شانه شرح جمال تو مو به مو
ناگه فکند زلف تواش بر زبان گره
33
ساقی ز جام لعل تو یک نکته گفت دوش
در حلق شیشه شد می چون ارغوان گره
44
خواهد فریب مرغ چمن باغبان که زد
جعد بنفشه بر طرف بوستان گره
55
ما خون گشاده بهر شکرخنده اش ز چشم
واو خوش به رغم ما زده بر ابروان گره
66
تاب گره نیاورد از لطف آن میان
مفکن خدای را ز کمر بر میان گره
77
تا دید جامی آن گره زلف بر عذار
صد آرزوست در دل مسکین ازان گره
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

