غزل شمارهٔ 878
Toggle stanza 1ای سر زلف تو گره بر گره
11
ای سر زلف تو گره بر گره
در دل ما صد گره از هر گره
22
کار فرو بسته ما را بود
با سر زلف تو برابر گره
33
قد من و رشته جان از غمت
هست یکی حلقه و دیگر گره
44
می نهد از عارض و زلفت صبا
بر سمن از غالیه تر گره
55
طره شمشاد بود کالت
بسته به بالای صنوبر گره
66
آن نه حباب است که بی لعل تو
باده شود در دل ساغر گره
77
گفته جامی ز سر زلف تو
رشته سحر است سراسر گره
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

