غزل شمارهٔ 481

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: رش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
آن سفر کرده که جان رفت مرا بر اثرش
1

آن سفر کرده که جان رفت مرا بر اثرش

هست ماهی که نیاورد به من کس خبرش

2

نازنینی که کنون خاسته از مسند ناز

کی بود طاقت رنج ره و تاب سفرش

3

گرچه از رفتن او می رودم صبر و شکیب

هر کجا رفت خدایا به سلامت ببرش

4

مبر ای باد بدان سو نفس سرد مرا

که مبادا رسد آسیب به گلبرگ ترش

5

ماند وابسته گل بلبل غافل در باغ

عاریت کاش توانم ستدن بال و پرش

6

چون بمیرم به سر راه ویم دفن کنید

که چو آید به سر خاک من افتد گذرش

7

شد چنان زار ز غمهای جدایی جامی

که ندیده ست کسی هرگز ازان زارترش

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور