غزل شمارهٔ 264

Toggle stanza 1
زلفت که رفت رونق مشک سیاه ازو
1

زلفت که رفت رونق مشک سیاه ازو

مشکین شود نفس چو برآریم آه ازو

2

دارد دل از عنایت تو چشم یک نگاه

چندین مدار چشم عنایت نگاه ازو

3

این مهر نیست ماه رخت کرد جلوه ای

عکسی گرفت آینه صبحگاه ازو

4

زندان اهل دل بود این کاخ زرنگار

خوشوقت عارفی که بدر برد راه ازو

5

زینسان که زلف تو سر چاه ذقن نهفت

بس مرد رهنورد که افتد به چاه ازو

6

چون ابر نوبهار به خاکم چو بگذری

خیزد فغان و آه به جای گیاه ازو

7

جامی اگر ز لطف تو عذر گناه خواست

لطفی نما و در گذران این گناه ازو

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور