Toggle stanza 1
مدت رفتن آن مه به سفر دیر کشید
1

مدت رفتن آن مه به سفر دیر کشید

مهلت قاصد و تأخیر خبر دیر کشید

2

به غباری که به هر سو رود از موکب او

آرزومندی اصحاب نظر دیر کشید

3

ابر جود است و کرم لیک پی یک قطره

بخل ورزیش بدین تشنه جگر دیر کشید

4

این همه ناله مرغان به چمن زان سبب است

که نقاب از رخ گل باد سحر دیر کشید

5

کشتنی گشته ام از جرم بقا بی رخ او

وه که دست اجلم تیغ به سر دیر کشید

6

شب که آمد به سرخ خیل خیالش خجلم

که به پایش مژه ام در و گهر دیر کشید

7

نیست جز عشق بتان هیچ هنر جامی را

خصمی چرخ به ارباب هنر دیر کشید

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور