غزل شمارهٔ 600
Toggle stanza 1این چنین کز دیده و دل غرق آب و آتشم
11
این چنین کز دیده و دل غرق آب و آتشم
رخت هستی را ز موج غم به ساحل چون کشم
22
صوت جان افزای مطرب گر نباشد گو مباش
زانکه من با ناله های دلخراش خود خوشم
33
تا نداند کس ز خیل مهوشان یار مرا
دل به یک جا و نظر بر طلعت هر مهوشم
44
شهسوارا بی کسان را کس نجوید خونبها
زار کش چون مور زیر نعل سم ابرشم
55
تو کمر ترکش همی بندی و من در غم که چون
بر دل افگار آید ناوکی زان ترکشم
66
وقف کردم پنج حس بر شش جهت باشد گهی
دولت وصلت شود حاصل ازین پنج و ششم
77
تا قیامت همچو جامی مست و بیهوش اوفتم
گر ز جام نیم خوردت جرعه ای دیگر کشم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

